![]() |
![]() |
|
| ..::..مسافری آمد و رفت و سایه اش نه بر جاده که بر دل ماند!..::.. |
|
چه فرقي مي كند پاييز يا بهار وقتي همه باشند و تو نباشي؟ چه فرقي مي كند پنجشنبه يا جمعه وقتي هفت روز هفته جاي تو در خانه خاليست.... ميدانم كه لحظه ها ميگذرند و تو ديگر نمي آيي....
*******************************************
نباش منتظرش! رهگذر، نميآيد نميشود به خدا باورم، كه ميگويند: مسافر تو دگر از سفر نميآيد... مگو ترانه بخوان و مگو غزل بـِسُراي چرا كه با غزل من پدر نميآيد بنال اي دل عاشق، كه خوب ميدانم تو را نموده فراموش اگر نميآيد در انتظار، دل من، نباش، بيهوده! چرا كه هست يقينم، دگر نميآيد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 2:7 توسط مسافر کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بهترین ها و زیباترین ها را با چشم نمی توان دید
آنها را باید با دل احساس کرد . ..::..::..::..::..::..::..::. عشق مانند هوا همه جا جاریست تو نفس هایت را قدری جانانه بکش ! ×××××××××××××××××× به یاد آرزوهایی که می میرند سکوتی می کنم سنگین تر از فرياد ........................................ غم اگر ترکم کند تنهای تنها می شوم . ---------------------------------------- همه چي از يادم آدم ميره مگه يادش كه هميشه يادشه ++++++++++++++++++++ دوستت مي دارم در زماني كه صداقت گل نايابي است من به تكرار غريبانه ترين جمله ي قرن « دوستت مي دارم »، سخت محتاجم . ....................................... مردن هرگز به تلخي فراموش كردن يك بودن نيست ! ....................................... آن شب بعد از رفتن تو ، ادامه ي شب را به خاطر تو گريستم . ....................................... غم تو مانده و شب هاي بي كران با من ! ....................................... من تکه تکه از دست رفتم ، در روز روز زندگانيم ! ....................................... یه جوری یه چیزی یه جایی یه کسی یه وقتی صبر داشته باش صبر داشته باش . ....................................... سلاخی زار می گریست به قناری کوچک دل بسته بود . ....................................... چه تنهايي هايي را بي تو در سکوت شب گذراندم بي انکه حتي ستاره اي را بدون تو نگاه کنم....! ....................................... شايد آن روز که سهراب نوشت تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت. بايد اين جور نوشت،هرگلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبار است. |
|
RSS
|