![]() |
![]() |
|
| ..::..مسافری آمد و رفت و سایه اش نه بر جاده که بر دل ماند!..::.. |
|
برای من نوشته ، گذشته ها گذشته تمام قصه ها هوس بود برای او نوشتم برای تو هوس بود ولی برای من نفس بود کاشکی خبر نداشتی دیوونه ی نگاتم یه مشت خاک ناچیز، افتاده ای به زیر پاتم کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم کاشکی نگفته بودم تا وقت جون دادن باهاتم نوشته هرچی بود تموم شد نوشتم عمر من حروم شد نوشته رفته ای زیادم نوشتم شمع رو به بادم نوشته در دلم هوس مرد نوشتم دل توی قفس مرد کاشکی نبسته بودم ، زندگیمو به چشمات کاشکی نخورده بودم، به سادگی فریب حرفات لعنت به من که آسون به یک نگات شکستم به این دل دیوونه راه گریزو ساده بستم |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 23:43 توسط مسافر کوچولو |
|
|
خنجر برام بیارین من از تبار دردم عمریه بی طلوعم مثل غروبی سردم آیینه دار غربت با آدما غریبه هوای چشمای من در حسرت یه سیبه تاریکه سرنوشتم فانوس من شکسته عمریه بغضی سنگین راه گلومو بسته از شب به شب رسیدم از کوچه ها به بن بست آی آدمای سرخوش جایی برای من هست؟ شبگرد قصه ی عشق تنها و بی پناهم اشکم رو گونه هاتون من سردی یه آهم از شب به شب رسیدم از کوچه ها به بن بست آی آدمای سرخوش جایی برای من هست؟ آی آدمای سرخوش جایی برای من هست؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 17:38 توسط مسافر کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بهترین ها و زیباترین ها را با چشم نمی توان دید
آنها را باید با دل احساس کرد . ..::..::..::..::..::..::..::. عشق مانند هوا همه جا جاریست تو نفس هایت را قدری جانانه بکش ! ×××××××××××××××××× به یاد آرزوهایی که می میرند سکوتی می کنم سنگین تر از فرياد ........................................ غم اگر ترکم کند تنهای تنها می شوم . ---------------------------------------- همه چي از يادم آدم ميره مگه يادش كه هميشه يادشه ++++++++++++++++++++ دوستت مي دارم در زماني كه صداقت گل نايابي است من به تكرار غريبانه ترين جمله ي قرن « دوستت مي دارم »، سخت محتاجم . ....................................... مردن هرگز به تلخي فراموش كردن يك بودن نيست ! ....................................... آن شب بعد از رفتن تو ، ادامه ي شب را به خاطر تو گريستم . ....................................... غم تو مانده و شب هاي بي كران با من ! ....................................... من تکه تکه از دست رفتم ، در روز روز زندگانيم ! ....................................... یه جوری یه چیزی یه جایی یه کسی یه وقتی صبر داشته باش صبر داشته باش . ....................................... سلاخی زار می گریست به قناری کوچک دل بسته بود . ....................................... چه تنهايي هايي را بي تو در سکوت شب گذراندم بي انکه حتي ستاره اي را بدون تو نگاه کنم....! ....................................... شايد آن روز که سهراب نوشت تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت. بايد اين جور نوشت،هرگلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبار است. |
|
RSS
|