![]() |
![]() |
|
| ..::..مسافری آمد و رفت و سایه اش نه بر جاده که بر دل ماند!..::.. |
|
گريه کردم گريه کردم اما دردمو نگفتم تکيه دادم به غرورم تا ديگه از پا نيفتم گريه کردم گريه کردم چه ترانه بي اثر بود مثل مشت زدن به ديوار اولين فصل شکستن آخرين خدانگهدار من به قله مي رسيدم اگه هم ترانه بودي صد تا سد رو مي شکستم اگه تو بهانه بودي اگه هم ترانه بودي اگه تو بهانه بودي گريه کردم گريه کردم اما دردمو نگفتم با تو فانوس ترانه يه چراغ شعله ور بود لحظه ها چه عاشقانه قاصدک چه خوش خبر بود کوچه ها بدون بن بست آسمون پر از ستاره شبا گلخونه ي خورشيد واژه ها شعر دوباره واژه ها شعر دوباره دست تکون دادن اخر توي اون کوچه ي خلوت بغض بي وقفه ي آواز گريه هاي بي نهايت گريه کردم گريه کردم اما دردمو نگفتم تکيه دادم به غرورم تا ديگه از پا نيفتم گريه کردم گريه کردم گريه کردم گريه کردم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 20:36 توسط مسافر کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بهترین ها و زیباترین ها را با چشم نمی توان دید
آنها را باید با دل احساس کرد . ..::..::..::..::..::..::..::. عشق مانند هوا همه جا جاریست تو نفس هایت را قدری جانانه بکش ! ×××××××××××××××××× به یاد آرزوهایی که می میرند سکوتی می کنم سنگین تر از فرياد ........................................ غم اگر ترکم کند تنهای تنها می شوم . ---------------------------------------- همه چي از يادم آدم ميره مگه يادش كه هميشه يادشه ++++++++++++++++++++ دوستت مي دارم در زماني كه صداقت گل نايابي است من به تكرار غريبانه ترين جمله ي قرن « دوستت مي دارم »، سخت محتاجم . ....................................... مردن هرگز به تلخي فراموش كردن يك بودن نيست ! ....................................... آن شب بعد از رفتن تو ، ادامه ي شب را به خاطر تو گريستم . ....................................... غم تو مانده و شب هاي بي كران با من ! ....................................... من تکه تکه از دست رفتم ، در روز روز زندگانيم ! ....................................... یه جوری یه چیزی یه جایی یه کسی یه وقتی صبر داشته باش صبر داشته باش . ....................................... سلاخی زار می گریست به قناری کوچک دل بسته بود . ....................................... چه تنهايي هايي را بي تو در سکوت شب گذراندم بي انکه حتي ستاره اي را بدون تو نگاه کنم....! ....................................... شايد آن روز که سهراب نوشت تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت. بايد اين جور نوشت،هرگلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبار است. |
|
RSS
|